عبدالله مستوفى
215
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
بىاطلاعند . شك نيست كه عدهء هيئت منصفه دوازده نفر و تعيين آنها به طرز قرعه مانند از ميان عدهاى از وجوه مردم كشور است كه به صحت عمل و سلامت نفس و بىغرضى معروفند . ولى هرچه باشد از فن قضاء بىاطلاع و از معلومات حقوقى بىبهرهاند و ممكن است تحت تأثير احساسات واقع شوند و به بىتقصيرى مجرمى راى دهند يا از اين بالاتر بيگناهى را مقصر بدانند يا در تخفيف مجازات و ندادن آن بر خلاف اوضاع و احوال قضيه بجانب افراط و تفريطگرايند . اگرچه تميز هم هست و ميتواند در مواردى كه محاكمه از حيث ماهيت ، نقصى از اين قبيل داشته باشد و يا در تشريفات محاكمه سوسهاى « 1 » پيدا كند حكم را نقض كند ، ولى اگر محاكمه در تشريفات دقزى « 2 » نداشته باشد ، چون تميز در ماهيت دعوى نميتواند وارد شود حكم ظالمانه لازم الاجراء خواهد گرديد . بلى ! عبث نيست كه در ساير كشورها اگر قاضى با شهامت چيز فهم با مروت خوش محاورهاى گير بياورند ، به آسانى دست از دامن او برنميدارند و براى اينكه نظاير او را در جامعه زياد كنند ، از او قدردانى مينمايند و حتى در موقع تقاعد و بازنشستگى او را به عاليترين و بزرگترين مقام كشورى كه تالى مقام پادشاهى است ، ارتقاء مىدهند . خواهرزادهء ژنرال اسليد و خواهران مسيو پاركر يكروز عصر به منزل ژنرال اسليد رفتيم ، خواهرزادهء ژنرال كه دختر زيبائى بود ، مثل خانم خانه از ما پذيرائى كرد . مسيو پاركر هم از من و صفاء الممالك يك شب بشام دعوت كرد . خواهرهاى مسيو پاركر يكى ويولن را بسيار خوب ميزد و ديگرى با پيانو همراهى ميكرد . با نوچه ويولنزن كنسرواتوار را طى كرده است . مسيو پاركر قاليچهاى را كه مشير الملك به او هديه كرده بود ، وسط سالن انداخته بود و از خوبى رنگ و بافت آن تحسين ميكرد و بدين وسيله تشكر خود را از جناب سفير كبير ظاهر ميساخت . پاركر اصلا اسكاتلندى است و من عكس كروپ هيئت سفارت را با مهماندارها كه من و پاركر هريك پاى صورت خود را امضاء و رد و بدل كردهايم ، دارم . پاركر قوطى نقرهء جاى سر سيگارى به من هديه كرد كه الان با سر سيگار عاجش در ميان اسبابها روى ميزم موجود است .
--> ( 1 ) - كرمى را كه در باقلاى انبارى مىافتد و به قدر ماش و گاهى درشتتر است و مغز باقلا را سوراخ مىكند ، سوسه ميگويند و بطور استعاره هر خلائى را هم كه در جوف فلزات ساخته ، بالاختصاص زنجير كه بواسطهء كم چكش خوردن حاصل شود ، سوسه گويند . باز هم بطور استعاره كه بايد آن را استعاره اندر استعاره ناميد ، در غير ماديات مثل مورد متن استعمالش كردهاند و حكم بىسوسه و كار بىسوسه و معاملهء بىسوسه و حتى آدم بىسوسه در محاورات عامه زياد گفته مىشود . ( 2 ) - « دقز » بمعنى شكاف و ترك باريك در كليه چيزهاى ساخته شده از شيشه و فلز و گل پخته است و بطور استعاره دربارهء اشياء غير مادى هم مثل مورد متن به كار برده مىشود . دهاتىها به تركهائى كه در زمينهاى سرخه پيدا مىشود ، نيز دقز ميگويند .